X
تبلیغات
وصال یار

وصال یار

آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشه ی من و تو.

مادر ترزا

  "دعا كردن، خواهش نيست، بلكه قرار دادن خود در 

دستان خدا و گوش دادن به صداي او از كنه قلب است." 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 23:10  توسط ساحل  | 

با عشق دعا کن

اگر با کلمات دعا  می کنی کلماتت را از عشق پرکن و آنها را از اعماق قلبت برای خدا بازگو کن.....

 

 

وقتی دعا می کنی با بیشترین حد توکل و اعتمادات به به حضرت حق دعا

کن دستانت را به هم بچسبان چشمانت را ببند و از  ته قلب با و سخن  بگو

به خدا نشان بده که حاضری تمام وجودت را به پایش قربانی کنی....

 

با صدای بلند دعا نخوان و خیلی  هم آهسته صحبت نکن راحت و ساده

سخن بگو و بگذار تا قلبت هر چه  میخواهد به حضرت دوست بگوید  آن

کلماتی که که از ژرفای دل بیرون می آیند باعث جلای روحت میشوند و

شعف و شوق می آفرینند....

 

هرگاه که دعا می خوانی روی هر کلمه مکثی کن و معنای آن را با هر نفس

به درون قلبت بفرست و این کلمات را تمام روز در دلت نگه دار این واژه های

مهمان دلت آرامش و اطمینان را برایت به ارمغان خواهند آورد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 10:38  توسط ساحل  | 

مادر ترزا

خدا در وجود تک تک ما حضور دارد وقتی ما اراده میکنیم تا او را در وجود

دیگران پیدا کرده و دوسشان بداریم این اوست که از طریق ما عشق خود را

به دیگران ارزانی میکند ما دستان او هستیم پاهای او لبخند او و صبر او...

 

وقتی  ما عاشق میشویم خدا را حاضر میسازیم و میتوانیم او را در دلمان 

لمس  کنیم ما  از طریق عشق میتوانیم او را در دلمان لمس  کنیم ما از 

طریق  عشق  میتوانیم صدای  او را در  ژرفای دلمان بشنویم و عظمت ما به

عنوان  یک  انسان در همین  است این  همان مسیولیت  عظیمی  است که

بر دوش ما  نهاده شده  است.

این  سخنان مادری  بزرگ است که عشق به فقیرترین فقرای عالم را

ماموریت خود در این جهان دانست و با عمل  خویش ثابت کرد که هدفش را

باور دارد و بر انجام آن  ثابت قدم ترین است.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 9:58  توسط ساحل  | 

عـــــــــاشق خـــــــدام چون تنها کسیه که بهم لــــــبخند مــــــــیزنه...........

 

 

عـــــــــاشق خـــــــدام چون تنها کسیه که فریادم اذیتش نمی کنه ......


 


عـــــــــاشق خـــــــدام چون تنها کسیه که بهم نمیگه بسته خسته

 

شدم.......


 


عـــــــــاشق خـــــــدام چون تنها کسیه که مطمئنم منو به خاطر همینی که

 

هستم میخواد.........


 


عـــــــــاشق خـــــــدام چون تنها کسیه که مطمئنم بهم هیچوقت پشت

 

نـــــــمی کنه.........


 


عـــــــــاشق خـــــــدام چون تنها کسیه که وقتی میگم تنهام سریع

 

 

خـودشو به من می رسونه......


 

عـــــــــاشق خـــــــدام چون تنها کسیه که بهم لــــــبخند

 

مــــــــیزنه...........

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 19:26  توسط ساحل  | 

توصیف ملاصدرا در رابطه با خدا

خداوند بی‌نهایت است و لامکان وبی‌زمان


 


 اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود


 


و به قدر نیاز تو فرود می‌آید


 


و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود


 


و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود


 


و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می‌شود...


 


پدر می‌شود یتیمان را و مادر


 


برادر می‌شود محتاجان برادری را


 


 همسر می‌شود بی‌همسرماندگان را


 


 طفل می‌شود عقیمان را


 


امید می‌شود ناامیدان را


 


 راه می‌شود گمگشتگان را


 


نور می‌شود در تاریکی ماندگان را


 


 شمشیر می‌شود رزمندگان را


 


 عصا می‌شود پیران را


 


 عشق می‌شود محتاجان به عشق را


 


...


 


خداوند همه چیز می‌شود همه کس را...


 


 به شرط اعتقاد، به شرط پاکی دل، به شرط طهارت روح، به شرط

 

پرهیز از معامله با ابلیس


 


بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا


 


و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف


 


و زبان‌هایتان را از هر گفتار ناپاک


 


و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار...


 


و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها،ناراستی‌ها، نامردمی‌ها!


 


چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه


 


بر سفره شما با کاسه‌ای خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند


 


 در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند


 


و در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند...


 


مگر از زندگی چه می‌خواهید که در خدایی خدا یافت نمی‌شود ...؟


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 18:44  توسط ساحل  | 

صبر

 

 

صبر اوج احترام به حکمت خداست 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 0:16  توسط ساحل  | 

آرام باشید

آرام باشید

 

هر دم او بر شما عاشق است ای کاش میدیدید

 

هر دم او شما را به سوی خود میخواند ای کاش میشنیدید

 

او وجود خود را بر شما بخشیده  اما نمیدانید

 

آرامش نابی که حتی در فکرتان نمیگنجد

 

آن شادی بی حد آن سروره ابدی

 

آن لذتی که حتی  طاقت لحظه ای از آن را ندارید

 

آن زیبایی های محسور کننده همه در وجوده شماست

 

اینها همه در وجوده خداوند است

 

آن وجودی که به شما بخشیده

 

آگاه باشید که روح خداوند در وجوده شماست

 

روح خود را در یابید با او مانوس شوید

 

در او زندگی کنید در آن شاد باشید و آرام شوید

 

وصلی نیست  زیرا او با شما یگانه است

 

از او جدا نیستید حتی لحظه ای اندک  حتی ذره ای نا چیز

 

افسوس که آگاه نیستید و پرده های جهل را پاره کنید    

 

تا ببینید   دیدنی که  جانتان را به پرواز در می آورد

 

دیدنی که از خود بی خودتان میکند و آنگاه تا ابد از خود جسته ای  

 

در آسمان ها گشوده است وارد شوید  خانه ی شما در آنجاست

 

آنچه در پی آنید   در آنجاست    در آنجا هر آنچه بخواهید مهیاست

 

ملکوت الهی مشتاق شماست به پرواز در آیید

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 15:51  توسط ساحل  | 

مرا درياب و لحظه اي به حال خود رها مكن .

برايت خوام گفت ،

 

چگونه مي توان تو را ديد و عاشق نشد ؟

 

مگر عشق مفهومي جز عشق به حقيقت كل دارد ؟

 

عشق به تو به زلالي اشك عارفان در دل شب و به رواني آب در جويبار

هستي

عشق است .

 

جهان در كشف زيبايي هايت در خواهد ماند .

 

من چگونه مي توانم تو را در ميان امواج زيباي دريا و دانه هاي لطيف باران

نبينم ؟

 

من تو را خواهم يافت ، در انتهاي راه تنهايي .

 

عشق است كه مرا به تو خواهد رساند .

 

تنها تويي كه مرا درك خواهي كرد در اوج تنهايي و تزلزل ، تو تنها تكيه گاه

معتبري

 

كه مي توان به آن اعتماد كرد .

 

من ترا دوست دارم ، آنچنان كه تو مرا دوست داري .

 

اي زيبا ، اي نماي كامل عشق در خلق مخلوقات ، مرا درياب كه در اوج

تنهايي ، تو

،

 زيباي مهربانم را مي جويم .

 

من با نگاه جستجوگرم ، مواج نگاهت را خواهم يافت .

 

در اوج بي باوري محبت و صداقت ، تو با صادق بودن عشق را به من آموختي

و آن

 

را در آينه دلم نمايان كردي .

 

تو عاشقي ، و عشق را دوست داري . تو ، تنها تو مي تواني بداني كه

عشق به

 

مخلوق يعني چه ، تنها تو مي داني براي عشقبازي انسان را خلق نمودي ،

تا

 

عاشقش باشي و عاشقت باشند ، تا متحمل زحماتي شوند ، سختي

بكشند ، تا

تو را ببينند .

 

اي دنياي خلوت و تنهايي من ، مرا درياب . اين بي باور لحظه هاي شيرين

وصال را

 

در اوج تنهايي درياب .

 

من برايت خواهم گفت چه اندازه دوستت دارم ، من برايت خواهم نگاشت

دوست

 

داشتن تنها مخصوص توست ، من برايت فرياد خواهم زد عشق تنها در

صورتي

مفهوم دارد كه عشق به تو باشد .

اي زيباي من ، اي نازنين قشنگ ، تنها تو برايم بمان كه داشتن تو داشتن

همه چيز

است . و جدايي از تو شبهاي پر اندوه و هجر رابه ياد مي آورد .

 

مرا درياب  و لحظه اي به حال خود رها مكن .

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 0:42  توسط ساحل  | 

تویی که معنی واقعی عشقی!

خداوندا ! 

 

در این سکوت وتنهایی بار دیگر به تو پناه آوردم 

 

تا پناهگاهم باشی 

 

می دانم اگر زخمی باشد از توست و اگر عشقی باشد 

 

باز هم از توست 

 

ای بخشنده ترین و مهربان ترین 

 

با تمام وجود می پرستمت و عاشقانه نام مقدست را بر زبان می آورم .

 

تویی که معنی واقعی عشقی!

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 13:32  توسط ساحل  | 

خدایا محتاج توام!!!!!

خدایا!

من گمشده ی دریای متلاطم روزگارم و تو بزرگواری پس ای  خدا 

 

هیچ میدانی که بزرگوار آن است که گمشده ای را به مقصد برساند؟ 

 

تا ابد محتاج یاری تو  رحمت تو  توجه تو  عشق تو  گذشت  تو عفو تو  

 

مهربانی تو و در یک کلام .......محتاج توام!

 

خدایا مرا متبرک  گردان تا عشق ورزیدن و خندیدن را بیاموزم 

 

تا در همه موقعیت ها و شرایط زندگی بخندم و بدانم 

 

در هر آنچه روی میدهد نیکی نهفته است.


+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 20:30  توسط ساحل  | 

بخشش

شخصی را  به جهنم می بردند. در راه بر میگشت و به  عقب خیره  میشد

 

ناگهان خدا فرمود :او را به بهشت ببرید فرشتگان پرسیدند چرا؟ پروردگار

فرمود:

 

او چند بار به عقب نگاه کرد.......   او امید بخشش داشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 19:55  توسط ساحل  | 

من خدایی دارم، که در این نزدیکی است

نه در آن بالاها !

مهربان، خوب، قشنگ ...

چهره اش نورانیست

گاه گاهی سخنی می گوید،

با دل کوچک من،

ساده تر از سخن ساده من

او مرا می فهمد !

او مرا می خواند،

او مرا می خواهد،

او همه درد مرا می داند ...

یاد او ذکر من است، در غم و در شادی

چون به غم می نگرم،

آن زمان رقص کنان می خندم ...

که خدا یار من است،

که خدا در همه جا یاد من است

او خدایست که همواره مرا می خواهد

او مرا می خواند

او همه درد مرا می داند ...

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 19:40  توسط ساحل  | 


دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود



دلها همه آماده ی پرواز شود



با بوی محرم الحرام تو حسین



ایام عزا و غصه آغاز شود

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 14:19  توسط ساحل  | 

 

 

 خدا یا تو خود خوب می دانی که همه اعضا و جوارح من با مهر تو آمیخته

است.

 

از هنگامی که چشم بر این سرای تو باز کردم برق بودنت تو را در چشم دلم

احساس کردم.

 

و زمانی که به نغمه های دلنواز اذان را در گوشم جاری شد به گمانم تمام

ذرات وجودم به یک باره تسلیم عشق تو شد.

 

و اما نمی دانم چه شد که الان این دل به بند مادیات دنیایی اسیر گشته؟

 

خدا یا اگر عاشقم می کنی تنها مرا اسیر عشق خودت کن که تشنه وصل تو

 

باشم و عشق نا متجانس دنیوی را از نهادم بردار و بر دلم عشق محبانت را

هک کن تا به نشان گمراهی دل نمیرم.

 

خدایا تو مرا خلق کردی و به من همه چیز عطا کردی، در همه حال وجود بی

 

مقدارم را در حمایت خود قرار دادی.

 

و روزهایی که در این دنیا در خلوت تنهایی به سر می بردم تنها فانوس کوچه

 

تنهای و خانه دلتنگی هایم بودی.

 

خدایا تو خود به من آموختی که چگونه نفس بکشم و چگونه با عشق به

 

دیدارت روزهارا با امید زندگی را سپری کنم.

 

خدا یا تو درهای معرفت شناخت خودت را برویم باز کن و زنجیر های هوی و

 

هوس را از پاهایم بگسل ؛ چرا که مشتاق حرکت به سوی تو شدم

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 2:27  توسط ساحل  | 

مناجاتی زیبا از حضرت علی (ع)

مناجاتی زیبا از حضرت علی (ع)

 

 

آن کسی را میستایم که ستایش گویندگان،تا آخرین حد

مبالغه،وصف کمالش را کفایت نکند و روزی خواران از شمردن

نعمت بی پایانش عاجز باشند،هر چه بکوشند،یک از هزار آن را

سپاس نتوانند.صفات کمالش را حدی نیست تا بتوان به میزان

آن پی برد،و نام های دلاویزش آنچنان بزرگ و پاک باشد که در

محدوده لغات نمیگنجد

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 2:23  توسط ساحل  |